تبليغاتX
یا علی ابن ابیطالب

یا علی ابن ابیطالب

روز مـحـشــر پـرسـیـد ز مـن رب جـلــــــــی

خطبه های 13 و 14

 

                                                          خطبه ۱۳

( روز جمعه 36 هجری پس از پایان جنگ در مسجد جامع شهر در نکوهش مردم بصره فرمود )

عوامل سقوط جامعه ( روانشناسی اجتماعی مردم بصره )

شما سپاه یک زن ( ۱ ) و پیروان حیوان  (( شتر عایشه )) بودید ، تا شتر صدا می کرد می جنگیدید و تا دست و پای آن قطع گردید فرار می کردید . ( ۲ )

اخلاق شما پست ، و پیمان شما از هم گسسته ، دین شما دورویی ، آب آشامیدنی شما شور و ناگوار است . کسی که میان شما زندگی کند به کیفر گناهش گرفتار می شود ، و آنکس که از شما دوری گزیند مشمول آمرزش پروردگار می گردد . گویا مسجد شما را می بینم که چون سینه کشتی غرق شده است که عذاب خدا او را از بالا و پایین احاطه می کند ، و سر نشینان آن همه غرق می شوند .

و در روایتی است : سوگند به خدا ، سرزمین شما را آب غرق می کند ، گویا مسجد شما را می نگرم که چون سینه کشتی یا چونان شتر مرغی که بر سینه خوابیده باشد بر روی آب مانده است .

و در روایت دیگر : مانند سینه مرغ روی آب دریا .

و در روایتی دیگر آمده است : خاک شهر شما بدبوترین خاکهاست ، از همه جا به آب نزدیکتر و از آسمان دورتر و نه دهم شر و فساد در شهر شما نهفته است ، کسی که در شهر شما باشد گرفتار گناه و آن که بیرون رود در پناه عفو خداوند است . گویی شهر شما را می نگرم که غرق شده و آب آن را فرا گرفته . چیزی از آن دیده نمی شود ، مگر جاهای بلند مسجد  مانند سینه مرغ بر روی امواج آب دریا !

************************************************

( ۱ ) چون عایشه بر روی شتری به نام عسکر سوار بود ، آن جنگ را جنگ جمل نامیده اند .

( ۲ ) جنگ جمل دو روز طول کشید . (( شرح ابن ابی الحدید ج۱ ص ۲۶۲

( ۳ ) در تاریخ آمده است که شهر بصره دوبار در آب غرق شد : یکی در زمان خلافت القادر بالله خلیفه عباسی و دیگری زمان القائم بامر لله همانگونه که امام خبر داد تنها قسمت بالای مسجد جامع بصره چون سینه مرغی از روی آبپیدا بود .

( ۴ ) اشاره به علم اکولوجی تاثیر عوامل زیست محیطی در افکار و اخلاق انسان است که عوامل جغرافیایی در مناطق گوناگون زمین اثرات متفاوتی در رفتار و افکار انسان ها دارد .

 

                                            خطبه ۱۴

    ( قبل از آغاز جنگ جمل در نکوهش شهر بصره و مردم آن دیار مانند خطبه پیشین فرمود )


سرزمينتان به آب نزديك ( ۵ )  و از آسمان دور. مردمى سبك عقل هستيد و بردباريتان سفيهانه .

آماج هر تير بلاييد و طعمه هر خورنده و شكار هر كس كه بر شما تاخت آورد.

****************************************

 ( ۵ ) منجمان با رصد کردن در یافته اند که دور ترین نقطه زمین از معدل النهار ، مرکز شهر بصره است .



 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 16:21  توسط المیرا  | 

علی ( ع ) از نگاه یک کشیش بلژیکی

 

 

«لامنس»، كشيش بلژيكي

 

يك كشيش بلژيكي است كه در زبان عربي و تاريخ عرب مهارت داشت. او درباره علي (علیه السلام) مي گويد: «براي عظمت علي اين بس كه تمام اخبار و تواريخ علمي اسلامي از او سرچشمه مي گيرد. او حافظه و قوه شگفت انگيزي داشت. علماي اسلام از مخالف و موافق، از دوست و دشمن مفتخرند كه گفتار خود را به علي مستند دارند چرا كه گفتار او حجيت قطعي داشت، او باب مدينه علم بود و با روح كلي پيوستگي تام داشت. «مادام ديالافوا»، در مقام تعريف حضرت علي (علیه السلام) چنين مي نويسد: «احترام علي (علیه السلام) در نزد شيعه به منتها درجه است و حقاً هم بايد اين طور باشد، زيرا اين مرد بزرگ علاوه بر جنگها و فداكاريهايي كه براي پيشرفت اسلام كرد، در دانش، فضايل، عدالت و صفات نيك بي نظير بود و نسلي پاك و مقدس نيزاز خود باقي گذارد. فرزندانش نيز از او پيروي كردند و براي پيشرفت مذهب اسلام مظلومانه تن به شهادت دادند. علي(علیه السلام) كسي است كه در قضاوت به منتها درجه عدالت رفتار مي كرد و در اجراي قوانين الهي اصرار و پافشاري داشت. علي(علیه السلام) كسي است كه اعمال و رفتارش نسبت به مسلمانان منصفانه بود، او كسي است كه تهديد و نويدش قطعي بود.»

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 10:8  توسط المیرا  | 

وصف علی ( ع ) در اشعار

 

 

سعدی  *

سعدی شیرازی اگرچه آشکارا در اشعار خود نامی از حضرت علی علیه‏السلام نبرده، ولی مضمون‏های ناب سخنان آن حضرت، در همه جای شعر او تجلی یافته است. امیرمؤمنان در خطبه 24 می‏فرماید: «پس بندگان خدا! از خدا بپرهیزید و از خدا هم به سوی خدا بگریزید» و سعدی چنین می‏سراید:

پیش دگری نمی‏توان رفت

 از تو به تو آمدم به زنهار 

حضرت در نامه 31 چنین می‏فرماید:«هر جوینده روزی نیابد و هر آهسته رو، محروم نماند.» سعدی با نگاهی به همین مضمون می‏نویسد:«صیاد بی‏روزی ماهی در دجله نگیرد و ماهی بی‏اجل در خشک نمیرد».

امام علی علیه‏السلام در نامه 53 می‏فرماید:« خشم خود را فرو خور و به وقت توانایی در گذر» و در گلستان چنین می‏خوانیم:

بر بنده مگیر چشم بسیار

  جورش مکن و دلش میازار 

 

                                                      ********************

 

ناصر خسرو قبادیانی  *

در زبان فارسی، نخستین شاعری که شعر را در خدمت اخلاق و در راستای اندیشه‏های مکتبی قرار داد، ناصر خسرو بود. در سراسر دیوان او، در وصف معشوق و حتی دل‏بستگی‏های عادی زندگی سخنی به میان نیامده است و هر چه هست، سخن از عقل و اعتقاد و حقیقت‏نگری است.

در دیوان او بیت:

خداوندی که در وحدت قدیم است از همه اشیا

 نه اندر وحدتش کثرت نه مُحدَث زین همه تنها 

با این حدیث امام علی علیه‏السلام :«با هر چیزی هست ولی هم‏نشین و یار آن نیست و مغایر با همه چیز است، ولی نه اینکه از آن جدا و ناآشنا باشد. چیزی از حیطه قدرت و آگاهی او بیرون نیست» درباره خداوند متعالی مطابقت دارد.

حضرت علی علیه‏السلام در نکوهش آرزوهای طولانی می‏فرماید:«ای مردم! ترسناک‏ترین چیزی که بر شما می‏ترسم دو چیز است: یکی هواپرستی و آن دیگری آرزوهای طولانی، ولی پیروی از هوای نفس، آدمی را از حق باز می‏دارد.» ناصر خسرو نیز می‏گوید:

این آرزو ای خواجه اژدهایی است

 بدخو که ازین بتر اژدها نیست 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 10:5  توسط المیرا  | 

علی (ع) از نگاه ....

 

 

جرج جرداق» نويسنده و پژوهشگر مسيحي:

 

«آيا از فرمانروايي خبر داري كه خود نان سير نخورد، در كشور او كساني يافت مي شدند كه با شكم سير نمي خوابيدند و جامه نرم نمي پوشيدند؟ (زيرا در ميان ملت كساني بودند كه لباس خشن و درشت مي پوشيدند) و درهمي را اندوخته خود نساخت؟ و به فرزندان و ياران خود هم وصيت كرد كه غير از اين راه و روش نپيمايند. برادر خود را به خاطر يك دينار - كه بدون حق از بيت المال طلب مي كرد - مورد بازخواست قرار داد و پيروان و فرمانداران خود را به خاطر يك گرده نان كه به عنوان رشوه از ثروتمندي گرفته و خورده بودند، به محاكمه و دادگاه كشانيد.

نزد حقيقت و تاريخ يكسان است او را بشناسي يا نشناسي. تاريخ و حقيقت گواهي مي دهند كه او وجدان بيدار و قهار، شهيد نامي، پدر و بزرگ شهيدان، علي بن ابي طالب، صوت عدالت انساني، شخصيت جاويدان شرق است. چه مي شد بر تو اي دنيا، اگر نيروهاي خود را جمع مي كردي و در هر زماني يك علي مي آوردي با عقلش و قلبش و با زبان و ذوالفقارش!»

 

 

استاد «امين نخله» يكي از دانشمندان مسيحي:

 

«هر گاه كسي بخواهد بيماري روح وروان خود را درمان كند، بايد به گفتار امام علي(علیه السلام) در نهج البلاغه روي آورد و راه و روش زندگي را در پرتو اين كتاب ارزشمند بياموزد.»

«محمد بن ادريس» رئيس مذهب شافعي از مذاهب اربعه اهل تسنن، درباره علي (علیه السلام) سروده اي دارد كه مضمون آن چنين است:«هر گاه علي جايگاه و حقيقت خويش را براي مردم آشكار كند، هر آينه مردم دسته دسته در برابر او به سجده خواهند افتاد، شافعي مرد وعاقبت نفهميد علي(علیه السلام) پروردگار است، يا پروردگارش مال اوست.»

 

******************

 

درود خدا بر محمد و خاندان پاکش

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 15:12  توسط المیرا  | 

 

 

فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی در دیباچه شاهنامه، به ذکر مراتب اخلاص خود به پیامبر اعظم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و امیر بیان علی علیه‏السلام می‏پردازد و می‏گوید:

 

منم بنده اهل بیت نبی

 ستاینده خاک پای نبی 

حکیم این جهان را چو دریا نهاد

 برانگیخته موج از او تندباد 

چو هفتاد کشتی بر او ساخته

 همه بادبان‏ها برافروخته 

یکی پهن کشتی بسان عروس

 بیاراسته همچو چشم خروس 

محمد بدو اندرون با علی

 همان اهل بیت نبی و ولی... 

اگر چشم داری به دیگر سرای

 به نزد نبی و علی گیر جای 

گرت زین بد آید، گناه من است

  چنین است و این دین و راه من است 

 

استاد طوس، افزون بر آن، در شاهنامه، پیامبر اعظم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و یارانش را می‏ستاید، ولی از میان یاران، تنها نام علی علیه‏السلام را ذکر می‏کند. او در آغاز سلطنت شاپور و پایان فرمانروایی اردشیر می‏گوید:

 

جز او را مخوان کردگار جهان

 شناسنده آشکار و نهان 

از او بر روان محمد درود

  به یارانش بر هر یکی برفزود 

سر انجمن بد ز یاران علی

 که خوانند او را علیّ ولی 

همه پاک بودند و پرهیزگار

  سخن‏هایشان بر گذشت از زمان 

 

 

درود خدا بر محمد و خاندان او

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 15:5  توسط المیرا  | 

وصف علی ( ع ) در اشعار

 

اقبال لاهوری *

اقبال لاهوری، مدینه فاضله امام علی علیه‏السلام را که بر پایه دادگستری و تقوا بنا شده است و همه چیز آن بر محور قرآن و سنت پیامبر اعظم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏گردد، مورد توجه قرار می‏دهد و می‏گوید: «آن مردی که فقرش بوی اسداللهی داشته باشد، به مراتب از دارا و اسکندر بهتر است».

اقبال از درگاه خداوند متعالی می‏خواهد که مسلمانان از سیرت حضرت علی علیه‏السلام بهره‏مند شوند: «خداوندا! دل‏ها را مرکز مهر و وفا کن و با حریم کبریایی خود آشنا ساز .کسی که او را نان جوین دادی، قوّت بازوی حیدر هم به وی ارزانی دار.

 

بده او را جوان پاک‏بازی

 سرورش از شراب خانه‏سازی 

قوی بازوی او مانند حیدر

  دل او از دو گیتی بی‏نیازی 

گلستانی ز خاک من برانگیز

 نم چشمم به خون لاله‏آمیز 

اگر شایان نِیَم تیغ علی را

  نگاهی ده چو شمشیر علی تیز

 

واین هم توصیف زیبای محمد حسین شهریار در مورد علی علیه السلام :

 علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را

دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين

به علي شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماندپ

چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ي بقا را

مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو اي گداي مسکين در خانه‌ي علي زن

که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را

بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من

چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا

بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهداي کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان

چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را

 بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت

که ز کوي او غباري به من آر توتيا را

به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت

چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم

که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را

«همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي

به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را»

ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 12:50  توسط المیرا  | 

ایام محرم بر تمامی مسلمانان تسلیت باد

 

                    یا حسین

کربلا ایستگاه آغازین تمام مسافرانی است که به مقصد خدا جاری اند. هر چند دلهایشان را در عاشورا جا گذاشته باشند.
اینجا کربلا ست ، این گودال سربلند آبروی جغرافیاست ، این تل خاک جاری ، فردا را ورق خواهد زد، و «فرا زنی» خطبه اش ، خواب شب ها را آوار خواهد کرد.
اینجا کربلا ست ، سرزمینی که رگ هایش عطشانی می نوشند، و ذره ذره خاکش بهشت را برابر است.

کربلا سرچشمه تمام گردبادهای مقدس ، تمام توفان های زهد و خاستگاه پرندگانی است که حداقل پروازشان از خاک ، از خود تا خداست.
با نام کربلا هزار توفان نوح در دلت گریه می کند، اندوه سرازیری چشم هایت را می پوشاند و لباست سیاه می شود.
در عاشورا سر بریده خورشید، منزل به منزل خدا را تلاوت می کند و فردا چوب آن قدر جسور است که بر لب هایی که قرآن آیه آیه بر آن باریده ، نازل می شود.
از آسمان زنجیر می بارد و دست ، و هیچ کوهی نیست که لالی ام را پژواک نشده باشد.


عاشورا، واژه ای است که دل ها را تا چشم ها بالا می آورد، و چشم را تا زمین ناگزیر می کند. واژه ای که مترادف  «حسین» است.


امروز شیرین ترین فرهاد تاریخ ، عشق را به حماسه می خواند، هر چند 72 رکعت عشق هم ، تشنگی کربلا را جواب نمی شود.
«حسین» واژه ای است که تاریخ را به حرکت درآورده است و جغرافیا شرمنده از آن است که جا پایش را گنجایش نمی شود.
«حسین» واژه ای است که آرامش جان ها را به توفان می سپارد، و درختان به احترامش قیام می کنند و شقایق ها داغدار تنهایی وی اند.
حسین گلی است که جهان با بویش ، بودن را شروع کرده است و ادامه خواهد داد.


نام حسین لحظه ای است بارانی ، شفاف ، که روشنت می کند و تا «نمی دانم کجا» می کشاندت.
وقتی «حسین» بر زبانت می وزد، سلول هایت آفتابی می شوند. تمام آبشارهای جهان به سمتت می دوند، آرامشت را به توفان می سپاری ، نام کوچک تمام گل ها را به یاد می آوری و چون به لاله می رسی ، بلند می شوی ، کلاهت را برمی داری و شرمندگی ات را در یقه پالتویت پنهان می کنی.


نام «حسین» خورشید را به انفعال می کشد، چه رسد به «یزید» که یارای دیدن ستاره ای را هم ندارد.
این«حسین» کیست که تمام رودهای جاری جهان از شط عطشان گلویش متولد شده اند و سیراب می شوند و هر روز لبریز از آفتاب و آینه ، شرمنده گودالی می شوند که سربلندتر از تاریخ است؟
این«حسین» کیست که تمام زنجیرها و سنج ها او را گریه می کنند، و تمام رودخانه ها او را روزه دارند؟
حسین سرخ ترین نامی است که در تاریخ سرسبز مانده است.


ای «حسین»! نام تو پرواز را به یاد پرندگان می آورد و عشق تو، آغاز شدنی است که خنجر انجام آن است.
عطشانی تو چه کرده است که تمام آب های روزه دار را به یاد تو می نوشیم و قاتلانت لایق لعنت می شوند؟
ای حسین! کدام آتش را به نظاره بایستم که قد کشیدن سرخ خیمه های عصر عاشورا یت را تداعی نکند؟
تو کیستی که دشت ماریه ، جنگلی از نیزه و شمشیری است که تو را پاره پاره عاشقند؟
ای حسین! از کدام جام نوشیده ای که شادابی ات ، مستی تمام شمشیرها را کفاف شده است و باران تیر را به تنهایی قامت بسته ای؟
کدام اسب سفیدی است که نژادش به ذوالجناح نرسد؟
کدام شمشیر است که از تبار شمر نباشد؟

کدام بیابان است که پریشانی و پراکندگی کودکانت را دل به مویه نسپرده باشد؟
کدام شمشیر است که پرواز دست های علقمه را شرمنده نشده باشد؟
شب از آن جهت تاریک است که از نژاد شمر است و سپیده تا از تبار سپیدی گلوی توست ، آفتاب هدیه می دهد.


عاشورا آفتاب هم عرق خواهد کرد در برابر خورشیدی که خدا را قرائت می کند و شاید اشک خواهد ریخت بر گلویی که آسمان از آن متولد می شود.

در عاشورا ظلم جوان است و شمشیر سپیده ای مقدس را سرخ  می آغازد.

آب بخیل است و دریا مد شدن را به یاد نمی آورد. فرات عطشانی «رقیه» را کفاف نمی کند. قنداقه ای در پی آب در آسمانی نه چندان دور، آوار خواهد شد و خدا از نازکترین گلوی تاریخ پژواک می شود.
در عاشورا کسی تاریخ را ورق خواهد زد که نشان مزار مادرش بی نشان است ، مزاری که به وسعت جغرافیا است ، آن که عشق خاک پای اوست

گرچه طوفانی ترین دریاست عشق               خاک پای حضرت زهراست عشق

و نمی از غیرتش سال ها سماع هفت دریا را کفاف می دهد. کسی که پدرش تا فراز شانه های وحی عروج کرده است و «آبروی ذوالفقار از سعی دست اوست.»
حالا عصر عاشوراست. دو خورشید در مقابل هم راه می روند، طبل ها همچنان می کوبند و کودکان ستارگان گمشده ی صحرایند.

 

 نوشته شده توسط : نرگس

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 12:15  توسط المیرا  | 

علی ( ع ) از نگاه شعرا و نویسندگان ( 1 )

«بولس سلامه» ، شاعر و اديب مسيحي

«اگر سؤال كنند، چرا در مورد علي شعر سرودي با آنكه تو مسيحي هستي؟ در جواب مي گويم: هر يك از ابيات كتاب جواب سؤال توست و هر كدام بيانگر فضلي از فضايل اوست و علي مردي است كه همه مسلمانان او را به عظمت ياد مي كنند، و مسيحي ها هم او را به بزرگي و زهد تقوا ياد و احاديث او را در مجالس خود ذكر مي كنند. و من در روي زمين كسي را در مقابل غم و اندوه و ستم ستمگران، با صبرتر از علي نيافتم.... علي(علیه السلام) از آن روزي كه چشم خود را در كعبه باز كرد، تا وقتي چشمش را در مسجد بست، درگير با مشكلات و مصائب بود و ...، ولي در برابر همه آنها صبر كرد. ... اگر شيعه بودن عبارت است از حب اهل بيت نبي، من شيعه هستم. سپس خطاب به حضرت علي(علیه السلام) مي گويد: شعر من در ساحل بيكران تو يك سنگريزه است، اما اين سنگ به خون حسين خضاب شده است، پس اين هديه ناقابل را به خاطر امام حسين(علیه السلام) از من قبول كن.

 

«جرجي زيدان» نويسنده معروف مصري مدير مجله (الهلال ) مي گويد:

«آيا علي پسرعموي پيغمبر و جانشين و داماد او نبود؟ آيا او آن دانشمند پرهيزگار و دادگر نبود؟ آيا او آن مرد با اخلاص و غيور نبود كه در پرتو مردانگي و غيرتش اسلام و مسلمانان عزت يافتند؟»

 

«توماس كارلايل»، فيلسوف و نويسنده مشهور انگليسي

اين فيلسوف انگليسي، هر گاه به نام علي (علیه السلام) مي رسيد، بزرگي علي چنان او را به وجد مي آورد و نيروي عظمت آن حضرت چنان تحريكش مي كرد كه از بحث علمي بيرون مي شد و بي اختيار شروع به مديحه سرايي او مي كرد، او درباره علي(علیه السلام) چنين مي گويد: «ما نمي توانيم علي را دوست نداشته باشيم و به وي عشق نورزيم، زيرا هر چه خوبي هست كه ما آن را دوست داريم همه در علي جمع است. او جوانمرد شريف و بزرگواري بود كه دلش سرشار از مهر و عطوفت و دليري بود، از بشر شجاع تر، اما شجاعتش آمي خته با مهر و عطوفت و لطف و احسان بود. پيش از رحلت خود درباره قاتلش از او نظر خواستند، فرمود: اگر زنده ماندم خود مي دانم چه كنم و اگر درگذشتم اختيار با شماست، اگر مي خواهيد او را قصاص كنيد يك ضربت بيشتر به او نزنيد و اگر عفو كنيد به تقوا نزديكتر است."

 

«اما علي ، ما را جز اين نرسد كه او را دوست بداريم و باو عشق بورزيم چه او جوانمردي بلندقدر و بزرگ نفس بود. از سرچشمه وجدانش مهر نيكوئي سيل آسا سرازير مي گشت ، از دلش شعله هاي نيرومندي و دلاوري زبانه مي كشيد. شجاعتر از شير ژيان بود اما شجاعتي ممزوج با مهرباني و لطف و رافت و دلنرمي ...

علي عليه السلام شخصيتي بزرگ و بي بديل است كه در طول تاريخ همواره مورد مدح و ستايش بزرگان قرار گرفته و حتي كساني كه به امامت علي (علیه السلام) باور ندارند نيز، او را در نوع خود يگانه و بي نظير مي دانند.»

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 20:45  توسط المیرا  | 

سالروز مباهله پیامبر ( ص ) گرامی باد

 

مدينه اولين باري است كه ميهماناني چنين غريبه را به خود مي‌بيند. كارواني متشكل از شصت ميهمان ناآشنا كه لباس‌هاي بلند مشكي پوشيده‌اند، به گردنشان صليب آويخته‌اند، كلاه‌هاي جواهرنشان بر سر گذاشته‌اند، زنجيرهاي طلا به كمر بسته‌اند و انواع و اقسام طلا و جواهرات را بر لباس‌هاي خود نصب كرده‌اند.


وقتي اين شصت نفر براي ديدار با پيامبر، وارد مسجد مي‌شوند، همه با حيرت و تعجب به آنها نگاه مي‌كنند. اما پيامبر بي‌اعتنا از كنار آنان مي‌گذرد و از مسجد بيرون مي‌رود هم هيأت ميهمانان و هم مسلمانان، از اين رفتار پيامبر، غرق در تعجب و شگفتي مي‌شوند. مسلمانان تا كنون نديده‌اند كه پيامبر مهربانشان به ميهمانان بي‌توجهي كند به همين دليل، وقتي سرپرست هيأت مسيحي علت بي‌اعتنايي پيامبر را سؤال مي‌كند، هيچ كدام از مسلمانان پاسخي براي گفتن پيدا نمي‌كنند.
تنها راهي كه به نظر مي‌رسد، اين است كه علت اين رفتار پيامبر را از حضرت علي بپرسند، چرا كه او نزديك‌ترين فرد به پيامبر و آگاه‌ترين، نسبت به دين و سيره و سنت اوست.

مشكل، مثل هميشه به دست علي حل مي‌شود. پاسخ او اين است كه:

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 11:55  توسط المیرا  | 

خطبه های 10 الی 12

 

 
خطبه ۱۰
 
 
آگاهی امام برای مقابله با اصحاب جمل *
 
 
آگاه باشيد! شيطان حزب خود را گرد آورده و سواره و پياده هاى لشكرش را فراخوانده است; ولى من آگاهى و بصيرت خود را همراه دارم، نه حقيقت را بر خود مشتبه ساخته ام و نه ديگرى بر من مشتبه ساخته، به خدا سوگند گردابى براى آنان فراهم سازم كه جز من كسى نتواند آن را چاره كند! هرگز از آن بيرون نمى آيند و (آن عدّه كه از آن بگريزند هرگز به سوى آن باز نمى گردند) و قدم نهادن در چنين صحنه هايى را فراموش مى كنند.
 
 
 
                                                ******************
 
 
 
خطبه ۱۱
 
( در جنگ جمل سال ۳۶ هجری روز ۵شنبه ۱۵ جمادی الاخر هنگام دادن پرچم به دست فرزندش محمد حنفیه فرمود )
 
آموزش نظامی *
 
 
اگر کوه ها از جای کنده شوند تو ثابت و استوار باش ، دندان ها را بر هم بفشار ، کاسه سرت را به خدا عاریت ده ، پای بر زمین میخکوب کن ، به صفوف پایانی لشکر دشمن بنگر ، از فراوانی دشمن چشم بپوش ، و بدان که پیروزی از آن خدای سبحان است .
 

                                                ***********************

 

خطبه ۱۲

( پس از پیروزی در جنگ بصره در سال ۳۶ هجری یکی از یاران امام گفت : دوست داشتم برادرم با ما بود و می دید که چگونه خدا تو را بر دشمنانت پیروز کرد ! )

شرکت آیندگان در پاداش گذشتگان *

 

امام (ع) پرسید : آیا فکر و دل برادرت با ما بود؟ گفت : آری .

امام (ع) فرمود : پس او هم در این جنگ با ما بود ، بلکه با ما در این نبرد شریکند آنهایی که حضور ندارند ، در صلب پدران و رحم مادران می باشند ، ولی با ما هم عقیده اند و آرمانند ، به زودی متولد می شوند ، و دین و ایمان به وسیله آنان تقویت می گردد .

                                  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 20:10  توسط المیرا  |